علي الأحمدي الميانجي

256

مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى)

6 - چون زمان متوكل فرا رسيد با آن بغض شديدى كه نسبت به امير المؤمنين عليه السلام و اهل بيت او داشت فدك را از دست آنان گرفت وقتى « 1 » مرگ او فرا رسيد و منتصر به جاى وى نشسته و بر خلاف پدر فدك را بازپس داد . 7 - پس از منتصر ، بنى عباس فدك را گرفتند تا زمان مستعين كه او بازپس داد . « 2 » 8 - فدك تا زمان معتز در دست بنى فاطمه بود و او دستور صادر كرد كه از دست آنان گرفته شود و چنين كردند تا زمان معتمد و او بازپس داد . « 3 » 9 - پس از معتمد دوباره فدك را گرفتند و در دست بنى عباس بود تا زمان معتضد عباسى و او در زمان خلافت خود فدك را برگردانيد . « 4 » 10 - باز به همان منوال در دست اهل بيت بود تا بالأخره بازپس گرفته شد تا زمان راضى فرا رسيد و آن را به اهل بيت برگردانيد . « 5 » اين بود داستان تاريخى و پرفرازونشيب يك چند قطعه زمين به نام فدك و اين بود احكام و دستورات گوناگونى كه در مورد آن صادر شده است . غرض ما از طرح و ذكر اين داستان اين بود كه مالكيت خصوصى بر زمين اصل مسلّمى بوده است فلذا با اعطاى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مهاجرين همگى مالك شدند و آن را وقف كرده و يا فروخته‌اند و يا به ارث گذاشتند با اينكه در اين مدت طولانى درختها و آثارش به وسيلهء غير مالكين تغيير و تبديل يافته بود ، آنچه كه مانده بود فقط خود زمين بود كه ثابت بود و ملكيتش هم ثابت بود . 18 - ما در كتب تاريخ و حديث و معاجم به جملاتى برخورد مىكنيم كه دلالت دارد بر اينكه ائمه عليهم السلام نيز مانند ساير مسلمانان صاحب زمين و مزرعه بوده‌اند و مالك بوده و از اين حق بهره مىبردند . « 6 » حالا به جملات زير توجه فرمائيد : 1 - « ابو جعفر عليه السلام در نواحى ( اطراف ) مدينه كار مىكرد » . « 7 »

--> ( 1 ) - طرائف ، ص 253 . ( 2 ) - كامل ابن اثير ، ج 7 ، ص 117 . ( 3 ) - طرائف ، ص 253 . ( 4 ) - طرائف ، ص 253 . ( 5 ) - طرائف ، ص 253 . ( 6 ) - طرائف ، ص 253 . ( 7 ) - در بحث‌هاى گذشته معلوم شد كه ائمه عليهم السلام « ضيعه » و « عقار » و ارض « دار » خريدوفروش كرده‌اند و وقف نموده‌اند كه هر دو از آثار مالكيت خصوصى مىباشد .